حلالــم کـن اگـه دستـام بـه دستـای تو عـادت کـرد
تمـــــام ناتمـــام های من با تو تمــام شد
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

 ســلام بـه همـه ی دوستـای عـزیـزم میسـی کـه همیشـه بهـم سر میـزدیـن و هـوامـو              

 داشتیـن مـن دیگـه اپ نمیکنـم و میخـوام وبمـو تعطیـل کنـم

 اخـه هـروقـت میـام یـاد یـه نفـری میـوفتـم و حالـم واقعـا گـرفته میشـه ......

 بـازم از همتـون ممنـونـم خیلـی دوسـتـون دارم دلــم واســتون تنـگ میشـه

                    بـای بـای





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

اون لحظـــه ای کـه گفتــی : یکـی بهتــر از تـو پیــدا کـردم

یـاد اون روزایـی افتــادم کـه....

 بـه 100 تـا بهتـر از تـو.. گفتـم من بهتریـن و دارم !!





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

دلـــــم بــــا تــــوبــــود

 ولــی تـــو ســـرد شـــدی

آنقــدرکــه گـــرمــایــم را بــه تــوبخشیــدم...

وتـــو

بــه مــن تهمــت ســرد شــدن زدی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ...

آن زمان ها که

پدر تنها قهرمان بود ...

عشــق ، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد ...

بالاترین نــقطه ى زمین ، شــانه های پـدر بــود ...

 بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر خودم بودند ...

تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند ...

تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازی هایم بـود ...

و معنای خداحافظی تا فردا بود.....!!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 26 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

 

  باران که می بارد یادم می رود تو که بودی و چه کردی.

  کاش می دانستم باران جه رازی دارد که مرا بی قرارو دلتنگ تر می کند.

   گاهی فکر می کنم اگر رفتن اینقدر ساده است پس چرا من جا مانده ام؟

      واگر سخت است تو چرا ساده کوچ کردی ورفتی؟

    خودت هم می دانی که هر چه بود به خاطر تو بود و بس.

   من به راحتی می توانستم برنده ی این قمار از پیش باخته باشم ولی خواستم تو پیروز شوی...

    اما بدان حق همیشه با برنده ها نیست

   ای کاش بدانی تاریخ امدنت را خوب به یاد دارم اما

     تاریخ رفتنت را هزاران بار خط زده ام تا فراموش کنم

     امـــا هنـــوز ....





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 21 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

صدایش را شنیدی؟

شکست...

آری...آن قلبم بود...

قلبی که هیچ وقت نفهمیدی جنس آن از چیست...

مقاوم تر از سنگ...نازک تر از شیشه...

ضخیم تر از فولاد...اما لطیف تر از گل های بهاری...

قلبی که هروقت می شکند...

با قطره های درد و فریادش...

کویر خشک گونه ام را نوازش می دهد...

و بی صدا فریاد میکند...

قلب من....از هرچه باشد...

باز هم قلب است... و حریمش مقدس...

قلبی که در زیر قدم های شتابان رهگذری بانام معشوق هزاران تکه شد...

میدانم

شکستی قلبم....میدانم

چگونه تکه های قلبم را سر هم بند زنم؟

غمگین و زار کنار تکه های قلبم زانو میزنم..

اشک میریزم...

چه بلایی سرت آورده اند؟

در دست میگیرمش..

هنوز هم از گرمای عشق درونی اش گرم می تپد!!!...

بس است دیگر...

تا کی؟

تا کی میخواهی به عشق او...

و برای قلب سنگ او بتپی؟

و اما ندای قلب شکسته ام دل آسمان را لرزاند:

تا ابد به عشق او می تپم...

حتی اگر او نخواهد...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 19 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

khodaya 01 AloneBoy.com  خدایا، تو را می خوانیم

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی

برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده

گفتم اگه بارون نیومد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره اسمون گریش میگیره

گفتم یه خواهش دارم... وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار

 گفتی چشم

حالا من دارم گریه می کنم و آسمون نمی باره

تو هم اون دور دورا ایستادی و به من می خندی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

 

درعصرهای انتظار

 

به حوالی بی کسی قدم بگذار!

 خیابان غربت را پیدا کن

و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

 کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،

 کنار بید مجنون خزان زده

و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام!

 در کلبه را باز کن

 و به سراغ بغض خیس پنجره برو!  

حریر غمش را کنار بزن!

مرا می یابی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته
یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته
نگاه پراضطرابش به افق به بی نهایت
ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت
تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش غم دنیا
منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا
باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه
تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه
تنهایی براش عذابه
خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره
همه دنیاش زیر آب و خودشم به غم اسیره
دست بی رحم زمونه عشقشو برده به دریا
حالا از خودش می پرسه میادش آیا و آیا ؟
عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمی مونه
دل عاشقو شکستن شده کار این زمونه
خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره
همه دنیاش زیر آب و از غم دوریش می میره
هرگز از یادش نمیره از غم دوری می میره





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 12 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره

یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم

یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم

یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی ...اما... از کجا بگم از کی بگم...

می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه

تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه

توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه

می خوام بشم همون آدم قبل کسی که از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سکوت و بی تفاوتی......

می خوام تنها باشم...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 10 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

دلم گرفته ای خدا این روزا ..هیچکی غیر تو درد منو نمیفهمه،

دلم گرفته ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه،

دلم گرفته از همه از این روزای سوت و کور.

از این ترانه مردگی از این شبای بی عبور.تمام لحظه ها دلم زیر هجوم حادثه منتظر راهیه که دوباره تا تو برسه،

دلم گرفته ای خدا گریه امونم نمی ده چرا دیگه حتی دلم تو رو نشونم نمی ده،

گناه بی باوریمو خودم به گردن می گیرم ،اگه نگیری دستامو تو دستای غم می میرم

دلم گرفته ای خدا مثل روزای کودکی،روزای نیلوفری،بازی های عروسکی،

اما هنوز تو باورم  تو همیشه با منی،تو اشکامو پاک می کنی ،تو قلبمو نمی شکنی،

دلم گرفته ای خدا واسه رسیدن به تو

یه فرصت تازه می خوام دوباره دستامو بگیر ،منو ببر تا کودکی





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 3 فروردین 1391 :: نویسنده : YEGANEH    

عــبــور میکنم هــر روز ....

از کنــار نیمکت هــای خــالی پــارک....

طــوری که انـگــار کسـی .....

در نـیـمکـت هـای اخـریـن ....

انـتـظـارم را میـکـشد....

و بـه انـجـا کـه میـرسـم....

بــاید وانـمود کنم....

کــه بـاز هـم دیـر رسـیـده ام....





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    
19495394603600559157 اس ام اس های عاشقانه عید نوروز 91

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری

آغاز روزهایی باشد که آرزو داری

نوروز مبارک

......

سال تحویل شد و من

تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

نوروز مبارک

......

از نوروز می آموزیم که هیچ وقت کسی را نا امید نکنیم
شاید امید تنها دارایی اش باشد.
نوروزتان مبارک باد

 

دوستان گلــــــــم پیشاپیش عیــدتون مبــارک

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 24 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    
alt

نمی خواهم بگویم عشقم  بزرگترین عشق دنیاست

 نمیخواهم بگویم عـاشقتـم ....

نمی خواهم بگویم عاشق ترینم

فقط و فقط می گویم :

من بی تو هیچم.....من دیوانه وار تنها و تنها 

 فقط و فقط تو را دوست دارم ... 

با دوست داشتنم  تمام عشق های دنیا را می خرم 

اما با تــــو !

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    

این روزا ، دریای دل ، بدجوری طوفانی شده

آسمون این چشا ، بدجوری بارانی شده

 

این روزا ، جای یه چیزی ، توی قلبم خالیه

تکسوار رویاهام ، مترسکی پوشالیه

 

این روزا، انگار ازاین ، عالم و آدم بریدم

از تموم خوش به حالی هام ، دیگه دست کشیدم

 

این روزا ، عطر اقاقی رو ، دیگه دوست ندارم

یا اگر دارم ، دیگه حتی به روم نمیارم

 

 

 

این روزا ، توی دلم ، صدای غم رو میشنوم

میگه بعد ازین میام ، هر روز بهت سر میزنم

 

این روزا ، عشق و یقین ، از دل من فراریه

قصه ی تحمل هم ، حکایتی تکراریه

 

این روزا ، هیچ قسمی رو ، دیگه باور ندارم

اعتقادی هم به عشق و ، یار و یاور ندارم

 

این روزا ، شک میکنم ، به پاکیه زلال آب

حتی حرمت نداره ، دیگه برام تعبیر خواب

 

 

 

این شبا ، حتی چشام ، خوابهای رنگی ندارن

همه شون سیاه سفیدن ، که قشنگی ندارن

 

این شبا ، آسمون دلم ، چقدر بی ستارس

قصه های شب من ، همش کم و نیمه کارس

 

این شبا ، دیوهای قصه هام ، دیگه دود نمیشن

که جاشونو ، به فرشته های مهربون بدن

 

این روزا ، صدای بارونم دیگه تکراریه

مثل ضجه های اون ، ساعتهای دیواریه

 

ساعتی که تیک تیکش ، قلب سکوت و میشکنه

قصه ی رفتن عمرو ، داره فریاد میزنه

 

این روزا ، فکر میکنم ، فقط باید دعا کنم

اونی رو که گم شده توی دلم ، صدا کنم

 

 

شاید آفتابی بشه ، تو شب یلدای دلم

شایدم حل بکنه ، اینهمه درد و مشکلم  

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    
00863415506552670298 سری جدید عکس و پوسترهای احساسی و عاشقانه اردیبهشت90

هر زمان که بخواهی از کنارت خواهم رفت

تا بفهمی چه باشم چه نباشم ، عاشقم

هر کجا باشم در قلبم خواهی ماند و به عشق تو

با یاد تو، با عکسهای تو، با مهری که از تو در دلم جا مانده

زنده خواهم ماند...

تا زمانی که نفس میکشی ، نفس میکشم به عشق نفسهایت

که هر نفس آرامش من است ،

هر نفس امیدی برای زندگی عاشقانه ی من است

وقتی نیستی گرچه سخت است سرکردن با اشکهایی

که میریزد از چشمانم

اما این عشق تو است که به من شوق اشک ریختن را ،

شوق غم و غصه لحظه های دور از تو بودن ،

 شوق دلتنگی و انتظار را میدهد...

این عشق تو است که به من فرصتی دوباره میدهد

میترسم ، میترسم …..!

یک سوال در دلم مانده که میترسم از تو بپرسم

میخواستم بپرسم که

عزیزم هنوز مرا دوست داری؟؟!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    

منو از روی ظاهرم نشناس

من خودم ویرون تر از اینم

توی هر آینه که زل بزنم

جز تو هیچ چیز نمی بینم

من همه خاطرات خوبم رو

به تو و بودن تو مدیونم

رفتنت بغض زندگیمو شکست

بعده تو با خیالت هم خونه م 

دلمو پس زدی ولی من که

چیزی رو از تو پس نمی گیرم

من به زانو دراومدم شاید

اما باز ایستاده می میرم

من به امید این که برگردی

همه دنیارو زیر و رو کردم

با خودم از تو حرف زدمو

تورو هر لحظه آرزو کردم

مقصد هر مسیر تو بودم

عادت جاده رو عوض کردی

مثل یک مرد گریه کردم و تو

از تماشای صحنه حض کردی

اینکه آرومم اینکه می خندم

 معنیش این نیست خیلی خوشبختم

گریه هام مال خلوت خودمه

وقتی تنهایی روی این تختم...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 12 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

 فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 8 اسفند 1390 :: نویسنده : YEGANEH    

تو بگو بهار قشنگه من میشم بهار تو

 

 تو بگو بمون منم نمیرم از کنار تو

 

 تو بگو منو نمیخوای دیگه خسته کردمت

 

گر چه سخته امّا من دور میشم از دیار تو

 

 تو بگو سرد هوا منم میشم خورشید تو

 

تو بگو که نا امیدی من میشم امید تو

 

 تو بگو دلم گرفته از همه دورنگیها

 

 مشکی میشم مظهر یه رنگی میشم واسه تو

 

تو بگو خدا کنه بارون بیاد از آسمون

 

 به خدا میگم  گریه کنه برای تو

 

اگه غمگین بشی از دستم ناراحت بشی

 

 میمیرم که تا ابد پاک بشم از خیال تو

 

 کاش تموم نمیشد این روزا ، این خاطرها

 

تو میموندی واسه من منم میموندم واسه تو . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

هرچقــدر بیشتــر میخــواهمت......
دورتــر میشــوی.....
برگــرد ! ! . . .
قــول میدهــم دیگــر دوستت نداشتــه بــاشم ! ..

بـنـام تنهـا لایق ستـایـش
یگـــانه هستم
به وبـم خیـلی خیـلی خـوش اومدید...نظر یادتـون نـره.هـمتـونـو دوسـت دااااااارم.

مدیر وبلاگ : YEGANEH
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :